محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3214

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه نماز جماعت به پا شد و در آن شركت كرد ، آنگاه به طرف ستونى ديگر رفت و همه مدت ما بين نماز جمعه تا عصر نماز كرد و چون نماز عصر را با جماعت بكرد برفت . عامر شعبى گويد : مختار كه جامهء سفر به تن داشت بر حلقهء همدان گذشت و گفت : « مژده كه با آنچه شما را خرسند مىكند آمده‌ام . » و برفت تا در خانهء خويش فرود آمد ، همان خانه كه به نام خانهء سلم بن مسيب شهره است . شيعيان آنجا رفت و آمد داشتند و آنجا پيش مختار مىرفتند . عبيدة بن عمرو گويد : همان شب چنان كه وعده كرده بوديم پيش مختار رفتيم و چون به نزد وى وارد شديم و نشستيم از كار مردم و حال شيعه از ما پرسيد گفتيم : « شيعيان بر سليمان بن صرد خزاعى فراهم آمده‌اند و چيزى نخواهد گذشت كه قيام مىكند . » گويد : پس او حمد خداى گفت و ثناى او كرد و صلوات پيمبر گفت سپس گفت : « اما بعد ، مهدى پسر وصى ، محمد بن على مرا سوى شما فرستاده « كه امين و وزير و برگزيدهء و امير اويم و دستور داده كه با بيدينان بجنگم و « به خونخواهى خاندان وى قيام كنم و از ناتوانان دفاع كنم . » فضيل بن خديج گويد : عبيدة بن عمرو و اسماعيل بن كثير مىگفتند نخستين مخلوق خدا بودند كه اجابت وى كردند و دست به دست او زدند و بيعت كردند . گويد : مختار كس پيش شيعيان مىفرستاد كه بر سليمان بن صرد فراهم آمده بودند و به آنها مىگفت : « از پيش ولى امر و معدن فضل و وصى و امام مهدى آمده‌ام « با چيزى كه در آن شفا هست و كشف نهان و كشتن دشمنان و اكمال « نعمت ، سليمان بن صرد كه خدا ما و او را رحمت كند پيرى است خشكيده